ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 21 بهمن ماه سال 1385
مدافعان حقوق کودک د رکردستان - رادیو المان

http://www2.dw-world.de/persian/gesellschaft/1.213124.1.html

حقوق کودک ومدافعان آن درکردستان ( از رادیو آلمان )

چند سال است که در میانه زمستان، فستیوالى در برخى شهرهاى کردستان همچون بانه، مریوان و سنندج به نام ”آدم برفى ها" تشکیل مى‌شود. این جشنواره به کوشش کانون دفاع از حقوق کودکان کردستان براى شاد کردن بچه‌ها برگزار مى‌شود. آیا مى‌دانستید که اعلامیه جهانى حقوق کودک، شادى را از اساسى‌ترین نیازها و حقوق بچه‌ها بر شمرده است؟

قطعنامه جشنواره آدم برفى‌ها در مریوان در سال جاری با این جملات آغاز مى‌شد: ”هیچ ملاحظه اقتصادى، فرهنگى، ملى و سیاسى بر منفعت کودک ارجح نیست. ما خواهان تامین زندگى شاد، ایمن و خلاق براى کودکان سراسر جهان هستیم. ما براى شادى کودکان‌مان از هیچ تلاشى دریغ نمى‌کنیم. کودک نیاز به حمایت دارد و از ما زندگى بهتر مى‌خواهد.“

 دفاع از حقوق کودک و پا گرفتن انجمن‌ها و کانون هاى مدافع حقوق کودکان  در ایران سابقه چندان درازى ندارد. در سال هاى اخیر به موازات فراگیر شدن مشکلات اقتصادى، آسیب هاى اجتماعى و رشد پدیده هایى چون کودکان کار و خیابان یا کودک آزارى، تشکل‌هاى مدنى و مردمى نیز رویکرد بیشترى به حوزه حقوق کودک داشته‌اند.  کانون دفاع از حقوق کودکان کردستان از جمله تشکل‌هاى غیر دولتى است که در سال ۷۹ آغاز به کار کرد و در سال ۸۲ پروانه رسمى فعالیت گرفت.  فاطمه زمانى از مسئولان این کانون در مورد دلایل تشکیل این نهاد و کارهایى که انجام می دهند، مى‌گوید:

” با توجه به این که کودکان از بى‌پناه‌ترین اقشار اجتماع و قربانیان فقرو خشونت و عقب ماندگى هستند و بنا به کودک بودن‌شان نیز توان دفاع از خود را ندارند، ما به این نتیجه رسیدیم که کانون دفاع از حقوق کودکان در سنندج را تاسیس کنیم. کانون از تعدادى افراد علاقمند به زندگى کودک و مدافع حقوق کودک تشکیل شده که با تمام انرژى در زمینه هاى فرهنگى و اجتماعى و مدد کارى کودک فعال هستند. این نهاد کاملا مردمى است. ما البته پروانه کارمان مختص کردستان است اما چون  حقوق کودک مرز نمى‌شناسد،  در شهرهایى چون تهران، کرج، بندر عباس و تبریز و نیز قروه، مریوان، سقز و شاه آباد نیز فعالیت داریم“.

اعلامیه حقوق کودک در سال ۲۴ میلادى یعنى ۸۳ سال قبل تصویب شد. مطابق پیمان نامه حقوق کودک مصوب سال ۸۹ میلادى، هر فرد زیر ۱۸ سال از نظر قانونى کودک محسوب مى‌شود. طبق این پیمان نامه، آزار، خشونت و تبعیض نسبت به کودک، خرید و فروش، ارعاب و سوءاستفاده از او ممنوع است. محیط سالم و انسانى براى پرورش و آموزش و بهداشت حق همه کودکان است. اعلامیه جهانى حقوق کودک، دولت‌ها را مسئول برآورده کردن خواستهاى کودکان و نظارت بر تخلف‌ها مى‌شناسد.

واقعیت‌ها اما در کشورهاى جهان سوم، کشورهاى آفریقایى، کشورهاى جنگ زده یا درگیر جنگ داخلى، بسیار دردناک و کوبنده‌اند. کودکان از کمترین امکانات آموزشى یا بهداشتى بهره‌مند نیستند. در برخى کشورها آنها را به سربازى مى‌برند. در کشورهاى فقیر بسیارى از آنها از شش هفت سالگى نان آورى مى‌کنند.  فاطمه زمانى با اشاره به محرومیت‌ها و موقعیت ویژه کردستان، به پدیده کودکان کار و خیابان در سنندج اشاره مى‌کند و می‌گوید:

” ما به وضوح در کنار خیابان بچه‌ها را مى‌بینیم. این ها دو دسته هستند. بچه‌هایى که شب‌ها هم در معابر خبابانى مى‌خوابند و گروه دیگرى که تکدى مى کنند و شب ها به خانه مى‌روند. متاسفانه کانون ما بخاطر مشکلات مالى خودش، نمى‌تواند کمکى به آنها بکند. تنها می‌توانیم به آنها لباس گرم یا غذا بدهیم یا اینکه به مراکز بهزیستى معرفى شان کنیم. بهزیستى هم متاسفانه پاسخگو نیست و این ان جى او ها هستند که فشار می‌آورند براى این قبیل مسائل.  بچه‌هاى خیابانى به دلیل نداشتن توان مالى یا طلاق والدین خود یا مهاجرت از دهات به شهرها  یا اعتیاد پدر و سرپرست خود در خیابان هستند. متاسفانه به دلیل مشکلات مالى و گرفتارى‌هایى که همه دارند، در میان بستگان هم کسى دنبال کار این بچه‌ها را نمى‌گیرد.“

محور دیگر فعالیت کانون مدافع حقوق کودکان کردستان، متوجه کردن افکار عمومى به مین‌هایى است که  از زمان جنگ و درگیرى‌هاى گذشته در مناطق مرزى کردستان باقى مانده‌اند. این کانون درپى کشته و ناقص شدن چندین کودک که هنگام کار و بازى و عبور، روى این مین‌ها رفته و دست یا پاى خود را از دست داده‌اند،  کمپینى  ترتیب داد که چنین نام داشت: ”مین‌ها را از سر راه کودکان بردارید“. فعالان این کمپین خواهان شناسایى و علامت‌گذارى مناطق مین گذارى شده و بیمه و درمان فورى قربانیان و خانواده‌هاى آنها شدند.

کردستان یک ویژگى دیگر نیز دارد و آن اینکه به دلیل کوهستانى بودن و داشتن مرز مشترک با عراق، قاچاق کالا یا انسان در آن، یک شغل است.  برخى بچه‌هاى کرد نیز براى شرکت در تامین معاش خود و خانواده، به حرفه‌ اى خطرناک مشغول‌اند که ”کول برى“ نامیده می‌شود. آزاد زمانى مسئول کانون دفاع از حقوق کودکان سنندج از صندوق‌هاى چاى و شکر و پارچه‌ می‌گوید که بچه‌ها به کول مى‌کشند.

آزاد زمانى:  ”بچه‌ها در سرما و گرما کول سنگینى که از وزن خودشان خیلى بیشتر است در مریوان و مرز باشماخ و مرز بانه از کوهها و رودخانه هاى صعب العبورو جاهاى مین گذارى شده مى‌برند. در مسیر جاده سنندج مریوان، پایگاههاى پلیس گذاشته‌اند و خیلى کسانى که جنس وارد مى کنند، بچه‌ها را وادار مى‌کنند پایگاهها را دور بزنند و بارها را رد کنند. مزد بچه‌ها کمتر از بزرگترهاست و براى همین آنها را به کار می‌گیرند. بچه‌ها لاستیک ماشین را به کول خود مى‌بندند و از مرز خطرناک و وحشتناک  و مین گذارى شده مریوان رد مى‌شوند.  بچه‌ها از جاهایى رد می‌شوند که الاغ هم نمى‌تواند عبور کند. کول‌هاى شصت کیلویى، چهل کیلویى حمل مى‌کنند. به این بچه‌ها خیلى توهین می‌شود، اینها استثمار مى‌شوند. گاهى هم توسط پلیس دستگیر مى‌شوند که آنها را می‌زنند و آزار مى‌دهند. اما هیچکس  نمى‌تواند از اینها دفاع کند و جرات شاکى شدن به مراجع قانونى را هم ندارند. بچه‌هایى هستند که دیسک کمر آورده‌اند. بچه‌هایى هستند که پلیس دنبال شان کرده، تیراندازى کرده و زخمى شده‌اند. ترس و وحشت کتک‌هایى که اینها در پاسگاه‌ها خورده‌اند، ناراحتى‌هاى روانى برایشان ایجاد کرده. این پدیده‌اى است با ابعاد وحشتناک.“

در چنین فضایى است که کانون مدافع حقوق کودکان سنندج، همه ساله جشن‌هاى شادى و جشنواره‌هاى آدم برفى به راه مى‌اندازد.  شاید در این جشنواره‌ها دستکم براى ساعاتى شور زندگى، حق بازى و خنده و فراغت از مسئولیت به کودکان  بازگردد.

مهیندخت مصباح
 


جمعه 6 بهمن ماه سال 1385
وبلاگ قبلی

www.andisheazad.blogsky.com مطالب قبلی من را می توانید از طریق این آدرس بخوانید.


جمعه 6 بهمن ماه سال 1385
مصاحبه با آزاد زمانی از موسسین کانون دفاع از حقوق کودکان

اکتبر: 
اخیرا در شهر سنندج از طرف " کانون دفاع از حقوق کودکان  به روال سالهای گذشته  فستیوال آدم برفی  ها  برگزار گردید. برگزاری مستمر این فستیوال طی چند سال اخیر بنوعی مبدل  به سنت و حرکتی اجتماعی شده است. شما یکی ازفعالین و سازماندهندگان اصلی این حرکت در  سالهای  گذشته بوده اید. در ابعاد اجتماعی چه هدفی را تعقیب میکردید؟ و آیا تاکنون توانسته است بر زندگی کودکان و منا سبات بر آنها تاثیرات مثبت داشته باشد و مسیر رسیدن به هدف مورد نظر را هموار کند و اگر نه، موانع جدی چه میباشند؟
آزاد زمانی :
فستیوال آدم برفیها یکی از عرصه های کار کانون ما برای برجسته کردن حقوق کودکان بوده است. هدف ما همانطور که درابتدای کار بطورعلنی اعلام کرده بودیم رفع استثمارازکودکان و مبارزه برای تامین حقوق کودک است،جلب حمایت مردم به رعایت حقوق کودک است، گسترش جنبش دفاع از حقوق کودک دربرابرنقض حقوق کودک است، تلاش برا ی تامین زندگی برای همه کودکان است.چقدر به این اهداف رسیده ایم به چه میزان فرهنگ ومناسبات اجتماعی را تحت تاثیر فعالیت گسترده خود قرارد اده ایم یا مبارزه وتاثیر این جنبش تاچه حدی توانسته است ناقضان حقوق کودک را به عقب براند، باید پرونده عملی سازمان اجتماعی این جنبش را مطالعه کرد، باید اسناد و کارها را مرور کرد باید تاریخ کمتر از یک دهه این سنت از مبارزه را ورق زد، باید درخیابانهای سنندج وتهران تلاش های این جنبش را ارزیابی کرد،باید به تجمع چند هزار نفره روزجهانی کودک در پارک لاله تهران،طالقانی کرج ، میدان آزادی وسالن اوراز سنندج ، سقز وخرم آباد نگاه کرد، نمادهای عینی ومعیارسنجش جنبش ما حضور مردم پشت سر پرچم دفاع از حقوق کودک است.معیار ارزیابی ما پراتیک اجتماعی  درجامعه است مایک سنت تازه ویک جنبش با تاریخی کمترازیک دهه هستیم. باقدرت ظاهر شده ایم وبا قدرت اجتماعی ادامه می دهیم، روزنه امید ی برای دفاع از کودکان جامعه گشوده ایم، مسیر را داریم طی می کنیم، با سختیها وموانع تا سرحد ممکن ها می جنگیم به هراندازه مردم همراهی کنند به همان اندازه دسترسی به اهدف وبرنامه های تعیین شده ممکن خواهد شد.
فستیوال آدم برفیها یکی از جلو ه های زیبا وپراحساس جنبش اجتماعی دفاع از حقوق کودکان است. فستیوال آدم برفیها آئینه یک سنت اجتماعی مدرن وجا افتاده است. سنت ورویکردی اعتراضی اجتماعی که درنوع خودش درتاریخ ایران وخاورمیانه بی سابقه است. استقبال پرشورمردم ، نمادها ومطالبات مطرح شده ، بیانیه ها وقطعنامه ها،هنرآفرینی اعتراضی اجتماعی درشکل آدم برفیها ، تندیس ها ونقاشی های کودکان ونوجوانان ودهها خصوصیات دیگر ابعاد عظمت وجایگاه نقش آفرینی فعالین حقوق کودک وکانون دفاع از حقوق کودکان را در جامعه به خوبی نشان میدهد.یکی از ویژه گیهای این فستیوالها  شرکت وسیع کودکان همراه خانواده هایشان دربرگزاری هرساله این  مراسم جمعی است.  کانون مبتکر وسازمانده این جشن هاست اما این خود مردم، کودکان ونوجوانان هستند که با فعالیتهای هنری وجمعی  فستیوال را شکل میدهند.هرساله کانون برای برگزاری این جشن فراخوان داده است باوجود محدویت ها وسنگ اندازی های فراوان،همچنین محدویتهای تبلیغی و مالی ، مردم تا آنجایی که باخبر شده اند از این فستیوال استقبال کرده اند. مردم کانون را می شناسند. کانون در همه شهرهای کردستان وهمچنین تهران وکرج اعضا دارد. کانون به سنگر دفاع از حقو ق کودک تبدیل شده است. کانون نزدیک به هشت سال است پرچم دفاع از حقوق کودک را به اهتزاز درآورده است. برگزاری فستیوال آدم برفیها ابتکاری از طرف کانون دفاع حقوق کودکان برای تحیکم سنگردفاع ا زحقوق وحیثیت انسانی کودکان جامعه است،مردم با علاقه درآن شرکت می کنند. فستیوال آدم برفی هابعنوان یک سنت مدرن و شاد، مدافع حقوق کودک هرساله چند بار تکرار می شود استقبال مرد م تا آنجا پیش رفته است که دربرخی شهرها مردم چند صد کیلومتر دنبال برف می روندوباکامیون برف را به داخل شهر می آورند تا همزمان با دیگر شهرها فستیوال رابرای کودکانشان برگزارکنند. همین اقدام مردم کامیاران نمونه بارزی ازعلاقه مندی ودخالت مردم در جنبش دفاع از حقوق کودک است.
اولین سالی که ما طرح برگزاری جشن آدمک برفی را دادیم هنوز کانون رسما تشکیل نشده بود. دراتفاق با دیگر نهادها استارت را زدیم ولی نتوانستیم  آنچه را که هدف فستیوال بود تامین کنیم ولی سالهای بعدش که کانون رسما اعلام موجودیت کرد ومردم کانون را شناختند، اهدافش را شناختند، رهبرانش را شناختند، کارهایش را تجربه کردند، وتفاوتهاوتمایزهایش را با دیگر نهادها وسازمانها دریافتند، کانون را بعنوان تشکل اجتماعی مدافع حقوق کودک انتخاب کردند وبه عضویتش در آمدند. بطور مستقیم در انجام کارهایش دخیل شدند. ازاین پس مراسم با حضور چند هزار نفره  مردم در همه شهرها با شکوهتر برگزار شد.
نقطه قوت کانون مردم بودند، اراده اجتماعی مردم بود، کانون درفاع ازحقوق کودکان جامعه تشکیل شد. و در این راه تلاشهای بسیاری ازخود نشان داده است. کانون عملا توانسته است مردم را در مبارزه جمعی برای احقاق حقوق کودک برای رعایت حقوق کودک بسیج وسازماندهی کند با این همه هنوز ما ابتدای کارهستیم وخیلی از کارها انجام نشده است.
برگزاری مراسمهای روزجهانی کودک، فستیوال سی هزارنفره آدمک برفی ها درسنندج وشهرهای کردستان ، نمایشگاه نقاشی وایستگاه شادی، رژه دفاع ازحقوق کودکان کاروخیابان ، کمپین برای جمع آوری مین ها ، همایش ها وسمینارهای روزجهانی کارگر ، کودکان بی پناه ، کمپین اعتراضی دردفاع ازجان ژیلا وبختیار ایزدی ، همایش بهداشت وسلامت کودکان ، همایش علیه اعدام وخشونت، سازماندهی دهها کمیته حمایتی و مددکاری برای کودکان بی پناه و خیابانی وکودکان بیمارومعلول گوشه های ازتلاش عملی وسازمان یافته کانون درجامعه است .
کانون پرچم جنبش دفاع از حقوق کودک را درزمین جامعه علم کرد. مردم را به رعایت حقوق کودک فراخواند. مردم رابرای مبارزه علیه خشونت واستثمارکودکان سازماندهی کرد. دربرابر اعدام وسنگسارایستاد. دولت رابرای ساماندهی  و تامین زندگی انسانی برای همه کودکان به چالش کشید و...
مردم امروز دیگر عقب نمی کشند. بلکه ابعاد این تلاش درهمه جای ایران گسترش پیدا کرده است. یک سر این جنبش در سنندج وسقز یک سرش در خرم آباد یک سرش در تهران است. تلاش کانون براین بوده است این سنت از مبارزه جمعی تکثیر شود، درهمه شهرها گسترش پیدا کند، نهادهای دیگر را دردفاع ازحقوق کودک تحت تاثیر قراردهد، انتظار مجموعه کانون گسترش جنبش دفاع از حقوق کودکان درکل جامعه است. امروز دیگرروزجهانی کودک به یک شهر محدود نمی شود.  از پارک لاله تهران تا آزادی سنندج وتا کوچه های کامیاران و پارک کیو خرم آباد صف رادیکال دفاع ازحقوق کودک برای همگان ملموس وقابل فهم است.
من فکر می کنم سنتی که ما استارتش را زده ایم  جنبشی  که پرچم ش را برافراشته ایم عمومیمت پیدا کرده است. مردم وفعالان حقوق کودک در همه شهرها میل وعلاقه دارند که این سنت را بازتولید کنند . روز جهانی کودک ،فستیوال آدم برفیها و همایشهای دفاع از حقوق وزندگی کودک باید دردستور کار بسیاری از نهاد ها وشخصیت ها در سراسر کشور قرارگیرد وهم اکنون قرارگرفته است.
این سنت گرچه ازعمرش کمتر از یک دهه میگذرد اما رهبریش ، افقش ، اهدافش و پراتیک اجتماعیش در جامعه نهادینه شده است. سازمان دارد سوخت وسازش از جامعه تامین میشود. با وجود محدویت ها و فشارهای زیاد مداوما  وسعت وقدرت میگیرد .رازورمز تثبیت واستمرار این جنبش نیروی اجتماعی است .
مادامیکه حقوق کودک درجامعه هنوز نقض میشود. مادامیکه کودک کاروخیابان داریم. مادامیکه کودک زندانی می شود، اعدام می شود، شکنجه می شود، استثمار می شود، جنبش دفاع از حقوق کودک باید بسیار قوی تر وسازمان یافته تر و متحد ترازآنچه که هست دربرابر نقض آشکارحقوق کودک قد علم کند .هرتغییری در زندگی کودک به تلاش ما و جنبش ما بستگی دارد اگر امروز نیروهای انتظامی جرات نمی کنند آشکارا کودک را شلاق بزنند اگر امروز ژیلا وبختیار ایزدی از مرگ نجات پیدا می کنند حاصل کار این جنبش است اگر امروز سی هزار نفر جمع میشوند ودر فستیوال آدم برفیها علیه شکنجه واستثمارواعدام شرکت می کنند، هرگونه تغییری نسبی درزندگی کودک در ایران مهر تاثیروتلاش فعالین کانون وجنبش دفاع از حقوق کودکان را برخود دارد. 
برگزاری روزجهانی کودک امسال در همه شهرها و فستیوال آدم برفی ها یک پیشروی بسیار مهم جنبش دفاع از حقوق کودک درایران است وباید با دیده احترام وخوشبینی به پیامدهای آن نگریست. باید قلم رنگین نقاشی کردن دنیایی شادرا دردست بگیریم ودرفعالیتهایمان دنیایی رنگین به زیبایی آرزوهای کودکان به تصویربکشیم . فستیوال آدم برفی ها قلم احساسات کودکان بریخبندان این دنیای وارونه ونابرابر است قلمی که خطوط رنگین کمان افقی روشن را به تصویر می کشد وذوب شدن یخ هارا نوید می دهد،فستیوال آدمک برفی ها یکی ازپیش درآمد های تقویم روزانه دنیایی است که ماتلاش می کنیم برای کودکانمان به ارمغانش بیاوریم .
اکتبر:
 موانع اساسی سر راه رسیدن به اهداف مورد نظر چیست؟بنا به تجاربی که دارید. فعالین این عرصه در ارتباط و هماهنگی با دیگر " کانونها و نهادهای اجتماعی " چکار باید بکنند؟
آزاد زمانی:
موانع ومشکلات کار وفعالیت رانمی توان انشا کرد. مانع اساسی کلیت سیستمی است که برزندگی کودکان سنگینی می کند. سیستمی که فقروفلاکت ،ناامنی وبی حقوقی را به کودک تحمیل کرده است. همین مناسبات وضع موجود است دولت و همه ارگانها و مناسبات  حاکم برجامعه مقصر اصلی تحمیل هرگونه رنج ومشقت برکودکان هستند. کارکشیدن از گرده کودکان زیر ۱۸ سال رابطه مستقیم با دولت و قانون کاردارد. اگر کودک کاروخیابانی وجود دارد. اگر کودک فقیرو بینوا وجود دارد. اگر کودک بی پناه وجود دارد. یعنی فاصله طبقاتی وجو د دارد. یعنی به قیمت  فقرو فلاکت وبی پناهی کودکان ثروت  یک جایی انباشت می شود. اگر کودک یا نوجوانی زندانی می شود شلاق می خورد. شکنجه می شود وپس از یک دوره طولانی  زندانی شدن وحبس کشیدن همین که به سن ۱۸ سال میرسد بدار آویخته می شود، یعنی دستگاه قانونی وقضایی ، انتظامی واجرایی درنقض حقوق کودک دست دارند .جنبش دفاع از حقوق کودک به مصاف چنین وضعیتی رفته است. ازکوچکترین مسایل مربوط به زندگی کودک پوشاک وغذا از شادی ورفاه از دارو درمان گرفته تا پیکار برای تامین حقوق همه کودکان وهرچیزی که به زندگی کودک مربوط است ومی تواند بهبودی در وضع زندگی کودک حتی اگر نسبی هم باشد ایجاد کند، حیطه کار وفعالیت ما وجنبش مارا تشکیل می دهد.
تجارب هفت، هشت سال گذشته کاروفعالیت مداوم ما در همه عرصه های فرهنگی ، اجتماعی ، حقوقی وسیاسی جامعه مملو از نقاط قوت برای پیشرویهای این جنبش ونهادهای مدافع حقوق کودک است .
نقطه قوت جنبش دفاع از حقوق کودکان پراتیک  است، سازمان اجتماعی متکی براراده مردم است، کار اجتماعی ما دردوره گذشته تجاربی گرانبها برای فعالین ونهادهای اجتماعی مدافع حقوق کودک به ارمغان آورده است، کانون دفاع ازحقوق کودکان ابتکارات وخلاقیتهای نوینی باخود دارد، بسیاری ازفعالیتهای اجتماعی ونوآوریها درکارسازمانی وا جتماعی این نهاد قابل تعمیم و تکثیر برای سایرنهادها مدنی واجتماعی است، باید نهادهای اجتماعی وفعالین حقوق کودک از این تجارب ودستارودها برای گسترش جنبش دفاع ازحقوق کودکان درایران استفاده کنند.
بازتکثیر کارهای عملی "کانون دفاع از حقوق کودکان" در همه شهرها و بخش های جامعه ایران اولین گامی است که باید انسانهای آزاده وعدالت خواه دردستور کاروزندگی خود قرار دهند همراهی وهماهنگی فعالین ونهادهای مدافع حقوق کودک برای برگزاری مراسمها وتلاش های جمعی دفاع ازحقوق کودک، یک ضرورت حیاتی در امرگسترش جنبش دفاع ازحقوق کودکان ایران است. کانون دفاع از حقو ق کودکان می تواند رهبری و حلقه ارتباطی فعالیتهای وسیع تری درمقیاس سراسری باشد .


جمعه 6 بهمن ماه سال 1385
دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران

نارضایتی های عمومی باید رهبری سیاسی شود باید به اعتراضاتی تحث یک پرچم متحد درآید.  نارضایتی ها در شکل خام و خود بخودی برای جمهوری اسلامی خطری جدی محسوب نمی شود. مادامیکه این نارضایتیها جهت دار نباشد تحت یک رهبری سیاسی با مطالبات و خواستهای مشترک درنیاید وهدفمند نشود، تجربه ها نشان میدهند نارضایتی های  عمومی بخودی خود ره به جایی نمی برند. به همین علت این نارضایتی ها واعتراضات  خیلی زود با تاکتیک ها وسیاست گذرایهای اقتضایی توسط حکومت مهار می شود و تا حدودی گردانندگان رژیم در مهار کردن برآمدگیهای عمومی موفق بوده اند همیشه با کمترین هزینه خیزشها ی توده ای را منحرف کرده و به ناکجا آباد هدایت کرده اند.

دخالت سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران

نزدیک به سه دهه ازحاکمیت  سیاسی جمهوری اسلامی میگذرد جمهوری اسلامی با حزب جمهوری اسلامی به سر کار آمد این حزب تشکیلات تمامی فعل وانفعالات سیاسی وسازماندهی برای کسب قدرت به رهبری خمینی و نظام اسلامیش شد. انقلاب 57 با فرمانهای این حزب سرکوب شد وبه مراتب اسلام سیاسی برسریر قدرت نشست حزب جمهوری اسلامی نیروهایی سرکوبگرش را برای ارعاب سیاسی بسیج کرد مخالفین سیاسی را سرکوب و مبارزات سیاسی مردم را درهم کوبید ….. آزادیهای مردم رابا تشکیل دولت اسلامی محدودکرد،دیکتاتوری اسلامی مستقرشد، جمهوری اسلامی همه جانبه سرکوب کرد ولی هرگز دربرابر این سرکوب و توحش اسلامی ، یک جریان منسجم سیاسی  که بتواند مبارزه مردم را درتقابل با جمهوری اسلامی بطور جدی رهبری کند پا به میدان نگذاشت ، درطول حیات جمهوری اسلامی هیچوقت یک حزب سیاسی جدی ودخیل که بتواند مبارزات اجتماعی مردم را هدایت کند و جای اتکا و اعتماد مردم باشد درصحنه سیاسی اجتماعی ایران حضور پیدا نکرد. جمهوری اسلامی یکه تاز میدان شد مردم را از دست بردن به سیاست ودخالت جدی عقب زد.

شبهه جمله موهوم " سیاست پدرو مادر ندارد"معجون مسموم کننده افکارعمومی شد، بسیاری ازجریانات سیاسی ازاین مسمومیت جان سالم بدر نبردند و اتوماتیک وار پذیرفتند که مقوله سیاست به معنای دست بردن به قدرت سیاسی را کنار بگذراند این کج فهمی و سرخوردگی  سیاسی تاجایی پیش رفت طیف وسیعی از جریانات حتی فکر کردن به مبارزه سیاسی را کنارگذاشتند ومشغول آموزش  خط ومشق صنفی گرایی شدند و جنبش سیاسی جامعه را به طرف مطالبات صرفا اقتصادی سوق دادند، مبارزه سیاسی کارگران را ازمبارزه اقتصادی آنها منفک کرده و تئوری آب در هاون کوبیدن را تبلیغ نمودند. مبارزه مردم را به تقاضای نان وآب گرفتن از حکومت نزول دادند، مبارزه زنان را به دریافت مهریه و حقوق شرعیه تقلیل دادند، تلاش دانشجویان آزادیخواه را به گرفتن شهریه و مطالبات صنفی محدود کردند. گفتند سیاست پدرومادرندارد ونباید درسیاست دخالت کنید! سیاست مال خدایان زرو زور است سخن از گرفتن قدرت سیاسی کفر است برخی هم حزب و نهاد سیاسی را عزلت نشینی وعافیت طلبی یافتند واز مقوله حزب وجامعه ، حزب وقدرت سیاسی گریختند و حزب بدون دردسر را ترجیح دادند،

برخلاف این توهمات فریبنده و کسالت آور، من فکر میکنم سیاست هم پدرداردهم مادر دارد، حزب دارد، دولت دارد، گروه وفرقه دارد، زمین بازی دارد، ابزار تاثیر گزاری دارد، بی بی سی و سی ان ان دارد ، امروزه علم سیاست دنیا را مدیریت می کند نفوذ سیاسی حرف اول را میزند، دانش سیاسی مهر خودش را برهرتحولی درسطوح کلان و خرد همه مسایل جامعه بشری میزند، شکست ویا پیروزی هرپروژه سیاسی ، وابسته به دانش سیاسی وتجربه گردانندگان آن پروژه است، امروزه سیاستمداران پدرو مادر همه چیز این دنیا هستند!

من دراین نوشته سعی می کنم  درمورد دخالت سیاسی ، فعالیت سیاسی ، حزب سیاسی و قدرت سیاسی از دیدگاه یک فعال جنبش اجتماعی که تغییر وتحول سیاسی را دردستور کار ومبارزه اش  دارد به این مقوله بپردازم.

نقطه عزیمت این بحث جامعه ایران است، بحث برسرمبارزه سیاسی با جمهوری اسلامی است، نزدیک به سه دهه حاکمیت اسلام سیاسی، مبارزات اجتماعی مردم ایران، علل ناکامی مبارزات اجتماعی و تداوم حیات سیاسی جمهوری اسلامی ، نقاط ضعف و قوت جنبش های سیاسی اجتماعی مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی ، بررسی وتحلیل ضرورت دخالت سیاسی منسجم وجدی درجامعه ، داشتن یک پلان سیاسی برای فایق آمدن بروضعیت موجود ورهبری کردن وهدفمند کردن مبارزات مردم برای کسب قدرت سیاسی اماج اصلی این بحث است.

مبارزات اجتماعی مردم برسرچیست؟ چرا مردم ناراضی هستند؟ آیا نارضایتی علی العموم برای جمهوری اسلامی خطری جدی دربردارد؟ برآمدگی های اجتماعی وخیزشهای توده ای چگونه مهار می شوند؟ چرا بعد از هر خیزش و اعتراضی مردم ونیروهای دخیل سرخورده و نا امید می شوند؟ چگونه می توان جنبش های اجتماعی  را از این توهم واستیصال رهانید ؟درمقابل گزینه های دخیل درسرنوشت جامعه، کدام شق سیاسی برای انتخاب مردم، امروز درزمین جامعه حضور دارد ؟

علی رغم یک تحول نسبی درتمامی ابعاد زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی درجامعه ایران  بعد از انقلاب 57 وناتوانیهای حکومت اسلامی درتامین نیازهای اساسی وابتدایی مردم ،هنوز جمهوری اسلامی با بدترین روشها و شیوهای سرکوب واختناق برمردم ایران حکومت می کند ، هرروزکه میگذرد، فاصله طبقاتی بیشتر وبیشترمی شود،سیاستهای اقتصادی حکومت یکی پس از دیگری با شکست مواجه می شود، زندگی امروز وفردای مردم مورد تهدید است، اکثریت مردم از وضع موجود ناراضی هستند، کارگرچند شیفته کار میکند ، دستمزد کارگر ناچیزوکفاف معیشت و زندگی روزمره اش را نمی دهد، کارگر ازتشکل کارگری محروم است اعتصاب کارگری سرکوب می شود. دانشجو صدایش در گلو خفه می شود، تفتیش عقاید می شود اگر اعتراض کند اعتراضش را به خاک وخون می کشند، استبداد درکلاس درس ودانشگاه حکومت می کند. زنان را سنگسار می کنند، حقوقشان را دونیم می کنند، با زور حجاب برسرشان می کنند . کودک زیر 18 سال را دارمی زنند، شلاق می زنند، آزارمی دهند، تحقیر می کنند . هزاران انسان جوان و سالمند از هرگونه تامین زیستی واجتماعی محروم هستند. گرسنگی ، فقر وفلاکت وبیکاری فزاینده اکثریت مردم را عذاب میدهد. معلم و کارمند از حقوق کم می نالند، راننده تاکسی و بقال سرکوچه ازکاهش درآمد و مشکلات زندگی  ناراضی هستند. آخوند وآقازاده هم از دریافت سهم کم نسبت به بالاترهایشان نق می زنند . آیات عظام هم تحت فشار درویشانشان آیه یاس می خوانند عروج دولت سید خاتمی برای مهار مردم مردود ومجبور به خروج می شود، بخش دولتی کارایی ندارد مجلس وبازارعاجزند، جهت رفع مانع برای غارت مردم بخش خصوصی مجاز می شود!

اکبرگنجی ازبوی تعفن وزارت اطلاعات بیرون میزند ، ازعملکرد حاج آقا فلاحیان وعالی جناب خاکستری پوش ناراضی ازآب درمیآیدد،پاداش جنایتهایش راکمترداده اند،بسیجی های محلی ازنمک نشناسی حجاریان بجوش آمدند وازعصبانیت یک بیخ گوشی محکم پس گردنش خواباندند. احمدی نژاد هم از عالی جناب ماقبل خود ناراضی است ،همه ناراضی هستند . شصت میلیون واندی ناراضی هستند !؟

میلیونها نفرازمردم ایران زیرخط فقر بسرمی برند، ناراضی هستند ، معترض هستند وازجهنم جمهوری اسلامی به تنگ آمده اند ازکلیت این نظام نفرت دارند، سرنگونیش را آرزومی کنند،  صف شان ازناراضیان بارگاه امام و امام زاده های ریش دارو بی ریش ازاکبرگنجی گرفته تا خرد شده های ملی مذهبی و دوی خردادی جداست، مردم چیزی سواتراز گنجی ها ودرباریان بوش می خواهند سرنگونی جمهوری اسلامی سرآغاز این خواست بزرگ است.جنگ مردم بر سر سهم خواهی نیست مبارزه مردم برسراصلاح عبا وعمامه و ته ریش زدن نیست، سرنگونی جمهوری اسلامی یکی ازمزیتهایش برای مردم پایان این بازیهای بی مقدار سیاسی است. همه این دنبالچه های سیاسی که محل مانور غرب اند وبه اصلاحات چی ها و ملی مذهبی موسومند،فرافکنی شرایط حال جمهوری اسلامیند. به محض اینکه جمهوری اسلامی واژگون شود زوال همه اینها قطعی است .جنبش سرنگونی مردم یک صف متمایز وبنیان برافکن برای جمهوری اسلامی با همه پروپاگنده هایش است با همه بقایای متعفنش است.

درعالم سیاست ومنفعت هرکس راه خویش را می رود هرکس سرش به جایی بند است،خدا هم حزب دارد حزب خداهم پدردارد هم مادر دارد، سپا ه و شهادت طلب دارد فی سبیل الله شمشیر می کشند گردن می زنند و منهدم می کنند بلاد اسلامی تشکیل میدهند امت اسلامی رامتحد می کنند مجلس اسلامی و دولت اسلامی تشکیل می دهند قدرت اسلامی را به رخ دنیامی کشند حکومت موقت و دائم تشکیل میدهند عدالت را به جیش مهدی حواله می دهند مردم را به جنگ ودفاع می کشند به انتخابات می کشند درسیاست شرکت می کنند وقدرت سیاسی را به خدا متصل می کنند وتحصیلش را برای حزب خدا مشروع می دانند .حزب خدا ازکوچکترین مسایل فرد و جامعه تا عالی ترین سطوح آن  دخالت می کند  برای خود  وحکومتش مشروعیت پیدا می کند .همه این یکه تازی ازسر مشروعیت اجتماعی این جریانات مرتجع نیست ازعدم دخالت بازیگران اصلی میدان سیاست ناشی می شود، کمونیست ها وجریانات انقلابی و رادیکال میدان را به این جبهه عملا واگذار کرده اند.سیاست را به معنای دخالتگری ورفتن به طرف قدرت سیاسی رها کرده اند.

 درحالیکه سرنوشت سیاسی جامعه به تعیین تکلیف کردن برسرمقوله قدرت سیاسی گره خورده است عالم سیاست را نباید رها کرد، عدم دخالت درامرسیاسی یعنی ادامه وضعیت فلاکت بار موجود یعنی قدرت در دست حزب خدا و ماندن جمهوری اسلامی ها. بدیهی است که مردم  برای دست یابی به یک شرایط انسانی تر، برای دست یابی به یک جامعه آزاد، باید درامرسیاسی جامعه دخالت کنند. گرفتن قدرت سیاسی وتغییر این سرنوشت بدون متشکل شدن ودست بردن به سوی قدرت امکان پذیر نیست، امروز سیاست سرراه زندگی میلیونها نفر ازجامعه ایران قرارگرفته است که با هم دردی مشترک دارند وانتخاب سیاسی مردم دراین برهه از زمان پراهمیت وتعیین کننده است.

جامعه کاتالیزور جدال طبقات است صف آرایی ها و نارضایتی ها درنقطه ای وضعیت خودش را مشخص می کند، وقتی نارضایتی های مردم و توده های ستم کش بالا میگیرد، مردم به خیابانها میایند، مردم به اعتراض صف می کشند ، فرودستان در تقابل با فرادستان قرار می گیرند . در این هنگام است که از اکبرگنجی تاآیات عظام از بی بی سی تا اخوند زاده وحاجی بازاری همه به عبای  رهبرحکومت اسلامی می چسپند ، سکوت می کنند و اشک تمساح می ریزند و منافعشان یکی می شود ، تظاهرات دانشجویان در 18 تیر 78 یک مصداق بارز این صف آرایی بود به محض اینکه مردم به دانشجویان پیوستند رژیم برخود لرزید ، خامنه ای گریه کرد و خاتمی چی ها و دو خردادی ها زوزه کشان  پس کشیدند و سکوت کردند تا غائله را خواباندند.

واقعیت این است که جامعه بزنگاه اجتماعی این تعیین تکلیف است ، منافع برخی به ادامه حیات  نظام اسلامی گره خورده است. مردم نه طاقت وتحمل جمهوری اسلامی را دارند ونه طاقت عافیت طلبی وگوشه گزینی برخی جریانات غیر سیاسی را دارند و نه گوششان بدهکار لجن پراکنی پروغربی هاست ، مردم چیزی کمتر از آزادی ،برابری ، خوشبختی و آسایش نمی خواهند .

مسئله اساسی اینجاست دراین گیرودار وقهقرای سیاسی هیچکس منفعت مردم را نمایندگی نمی کند، مردم دراین جدال سیاسی بر سر منفعت سیاسی واقتصادی کلاهشان پس معرکه است هربار که برمی خیزند راحت سرکوب می شوند . هرگاه مردم کاسه صبرشان لبریز می شود یک آخوند بی ریش و خوش خط وخال می آید و فریبشان میدهد ، کلاه شرعی سرشان میگذارد باسیاست شرعی  با حیله وفریب مردم را خسته می کنند و به خانه هایشان می فرستند، مردم مرعوب می شوند ، از دارو طناب می ترسند ،از گرسنگی می ترسند، از فردای بدتر می ترسند ، افقی روشن فراروی مردم نیست ، آرزوهای خود را سرکوب و فرو می خورند ، نسلی درس نا امیدی به نسل دیگر منتقل می کند، داستان سرخوردگی سه نسل به یک تراژدی تلخ نزد توده مردم تبدیل شده است.

خمودگی واستیصال از خصوصیات جنبشهای اجتماعی در سه دهه اخیر است دراین دوره جنبشها درنطفه خفه می شوند، خشونت وکشتارمردم وفعالان جنبش های اجتماعی بطور مستمر در دستور کار سران ریزو درشت جمهوری اسلامی است.

افت وخیزها و تلاش های ناکام جنبش های سیاسی ، اجتماعی در تقابل با جمهوری اسلامی یک واقعیت گریزناپذیر را پیش روی مردم ایران قرار داده است . عدم انسجام  و رهبری سیاسی دخیل در امرمبارزه اجتماعی  محسوس است واین رهبری توسط جامعه جستجو می شود. مردم بدون رهبری سیاسی قادرنیستند حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند . مردم بطور مستمر درگیر مبارزه با جمهوری اسلامی هستند مردم برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی ناچارند مبارزه کنند، کارگر برای دستمزدش مبارزه می کند، دانشجو برای آزادی و عدالت پیکار می کند ، زن برای رفع تبعیض وستم می جنگد. مبارزه اجتماعی یک جدال تعطیل ناپذیر است، اما مبارزه سیاسی ورهبری سیاسی یک چالش جدی و تعیین کننده است مبارزه سیاسی برای مردم آزادیخواه وبرابری طلب امری  ضروری واجتناب ناپذیراست. مبارزه ای منسجم وسیاسی که دارای جهت و سرانجام باشد لازم وحیاتی است، این نوع مبارزه درشکل متشکلش درصحنه مبارزه اجتماعی غایب است . مبارزه متشکل وسیاسی اجتماعی، رهبری سیاسی می طلبد، حزب ونهاد سیاسی می طلبد، پرچم سیاسی می طلبد، چالش سیاسی می طلبد، نیروی سیاسی می طلبد، افق سیاسی و برنامه عمل سیاسی روشن می طلبد همه اینها در مبارزات مردم ایران غایبند ودرمیان نیستند یا اگر هستند با جامعه و عالم واقعی سیاست ومبارزه اجتماعی ارتباطی ندارند.

مردم برای بهبود زندگی خود مجبورند تلاش کنند و بجنگند مردم دنبال راهی هستند که به چاهی منتهی نشود. از ریش دارو بی ریش می ترسند از بازی دادن می ترسند از وعده ووعید خسته اند مردم تجربه بی رهبری را از سرگذرانده اند،مردم دنبال رهبری سیاسی هستند که منافعشان را نمایندگی کند، نارضایتی های عمومی باید رهبری سیاسی شود باید به اعتراضاتی تحث یک پرچم متحد درآید.  نارضایتی ها در شکل خام و خود بخودی برای جمهوری اسلامی خطری جدی محسوب نمی شود. مادامیکه این نارضایتیها جهت دار نباشد تحت یک رهبری سیاسی با مطالبات و خواستهای مشترک درنیاید وهدفمند نشود، تجربه ها نشان میدهند نارضایتی های  عمومی بخودی خود ره به جایی نمی برند. به همین علت این نارضایتی ها واعتراضات  خیلی زود با تاکتیک ها وسیاست گذرایهای اقتضایی توسط حکومت مهار می شود و تا حدودی گردانندگان رژیم در مهار کردن برآمدگیهای عمومی موفق بوده اند همیشه با کمترین هزینه خیزشها ی توده ای را منحرف کرده و به ناکجا آباد هدایت کرده اند.

هرچند گاهی درگوشه وکنار جامعه مردم تقلاهایی می کنند این تلاشها ناکام می شوند مردم هرازگاهی درمعرض آزمایش وخطا قرارمیگیرند و باردیگر شکست وناکامی را می پذیرند . روز از نو روزی ازنو. این روانشناسی عمومی بر همه تحرکات اجتماعی  تعمیم می یابد. امروز دیگر برهمه فعالین جنبش ها ی اجتماعی عیان است که بدون سمت وسو، بدون تشکل سیاسی ،  بدون رهبری و بدون دخالت درامر سیاسی جامعه نمی توان از این وضع فلاکت بار خلاصی پیدا کرد. فعال سیاسی  اجتماعی با ید به نیازهای جامعه موضوع کارش جواب بدهد، توقعات مردم بالا است و درجهت یک تحول سیاسی عمده در جامعه سیر می کند، مردم زندگی بهتر می خواهند، کار می خواهند، آسایش میخواهند، رفاه وامینت می خواهند از اعتیاد و فساد بیزارند، ازرشوه خواری و فساد اداری بیزارند، شادی می خواهند، جامعه آزاد می خواهند. باید فعالین اجتماعی برای این چالشها راههای اساسی را جستجو کنند، راهکار بدهند، جامعه به تغییروتحول، دربعد سیاسی بیشترازهر موضوعی دیگر می اندیشد. فعالان اجتماعی و رهبران جنبشهای اجتماعی درگیر خروج ازاین استیصال وسردرگمی سیاسی هستند.رهبران سیاسی اجتماعی درنتیجه ناکامی های گذشته درحال حاضر نقشه های اساسی تر وهدف مند تری در پیش روی خود دارند. متحدکردن مبارزات پراکنده برسریک بزرگراه سیاسی امری خطیر دراین دوره ازمبارزات سیاسی اجتماعی مردم آزادیخواه وبرابری طلب ایران است .  

 گریز از این دپرشن سیاسی اجتماعی ، ضرورت دخالت  یک حزب سیاسی اجتماعی و جهت دار را مطرح کرده است حزبی که ماتریال کارش  فراهم است این ماتریال ، مردم، آرزوها و نیازهای اجتماعی است . اولویتها  وضرورتهای سیاسی پیش وروی جامعه است. حزبی که وظیفه وامرش باید دخالت سیاسی در سرنوشت جامعه باشد حزبی که می تواند ازجامعه انرژی بگیرد و برای کسب قدرت سیاسی به نفع مردم عمل کند .

حزب حکمتیست طرح و نقشه این بزرگراه سیاسی اجتماعی را در دستور کار خود دارد، دربرابر همه الترناتیوهای موجود، درتقابل با شق های سناریو سیاهی ، این حزب یک شق سیاسی مهم ودخیل درسرنوشت سیاسی جامعه ایران است. حزبی دارای ظرفیت وتوان دخالت اجتماعی سیاسی ، برنامه و نقشه عمل انقلابی ، ظرفیتی  که می تواند ماکزیمم تلاش ها رادرخود جای دهد، هدایت ورهبری کند و باقدرت به طرف جلو ظاهر شود . برنامه یک دنیای بهتر افقی روشن برای حزب وجامعه دارد، منشور سرنگونی راهنمای عملی و ضمانت اجرایی بر سراین بزرگراه سیاسی  پیش وروی حزب وجامعه است .

حزب حکمتیست برسر این بزرگراه قراردارد ،این حزب باید با تمام ظرفیتها و توانایی هایش  برای به سرانجام رساندن منشور سرنگونی و متحدکردن مردم و سایر جرایانات سیاسی در بزنگاه اجتماعی جامعه ایران بکوشد. حزب حکمتیست توان سازماندهی و رهبری تمامی فعل وانفعالات سیاسی جامعه ایران رادرخوددارد این حزب می تواند رهبری یک جبهه متحد و قدرتمند سیاسی اجتماعی را دستور کار خود داشته باشد جبهه ای که تمامی نیروهای انقلابی و اجتماعی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی منسجم و رهبری کند .

مردم فارغ ازهیاهوهای تبلیغاتی و رنگ ولعاب دار که از رسانه های جمعی  انجام می شود به آینده سیاسی خود فکر می کنند ، مردم زندگی و امنیت و آسایش را در اولویت هر تغییر وتحولی قرار میدهند، مردم به بازیهای فرقه ای اهمیتی نمی دهند، مردم دوست ندارند به عقب برگردند ونمی خواهند در این شرایط فلاکت بارهم ساکن بمانند تلاشهای جمعی بطرف جلو است ، جاذبه های فریبنده و تکراری رسانه های پرو غربی جای خودش را به سبک سنگین کردنهای نسل هوشیار امروز داده است که هر نسخه ای را به سادگی نمی پذیرند . مردم دلخوشی نه از اسلام سیاسی دارند نه از تاج وسلطنت. مردم ازدمکراسی بوش وبلر وحشت می کنند. مردم از هم گسیختن شیرازه های اقتصادی واجتماعی موجود می ترسند . مردم تجزیه و ویرانی اجتماعی و مدنی را دوست ندارند،تجربه  یوگسلاوی ،عراق و افغانستان برای خرد جمعی مردم ایران بس است که فریب دمکراسی سناریوی سیاهی را نخورند و ازهم اکنون دربرابرش سنگر بندی می کنند . مردم ایران ازسلطنت خودشان را خلاص کردند و هرگز به عقب برنمی گردند وبرای آنهایی که با هزار رنگ ولعاب می خواهند  برای خاندان سلطنت اعاده حیثیت کنند پشیزی قایل نیستند مردم ازمذهب خسته اند ریش دارو بی ریش را کاسه لیس یک آبشخور می شناسند . ملی باشد یا مذهبی خریداری ندارد . این مسخره بازیهای بینا بینی را مدتهاست مردم ایران تف می اندازند . مردم از این نسخه های تکراری و بی خاصیت بیزارند . با زورنمی شود آن چیزی را که مردم تحملش نکرده اند وبازور پس داده اند بازخورد کرد. اکثریت مردم ایران ترجیحح می دهند کاری کنند که تاریخ دوباره برایشان تکرار نشود مردم میل به تحول وتغییری تازه تر دارند.کانالیزه کردن این میل انقلابی مردم درجهت پایین کشید جمهوری اسلامی و کسب قدرت سیاسی به نفع مردم رسالت یک حزب قدرتمند سیاسی است .

 نارضایتی وسرگردانی سیاسی در شکل عمومی پدیده ای است که درچند سال اخیر درمیان اقشار اجتماعی سیرمی کند مردم علاقه  دارند از روزمره گی وسرگردانی سیاسی بیرون بیایند . مردم در دام سنت های سیاسی وغیرکارآمد ومعمول گرفتارند . سنت های دست و پاگیر مردم را درسیکل توهمات و انفعال گرفتارکرده است.احزاب وجریانات سنتی خود دست به گریبان این نوع انفعال هستند. در چنین شرایطی مردم به دنبال دریچه ای به سوی خلاصی سرگردانند ، کوششهای پراکنده به جایی نمی رسد، مردم متحد نسیتند، ظروف و عناصرارتباط واتحاد درمیان مردم مفقود هست و رهبریت ندارند ، مردم جمهوری اسلامی رانمیخواهند، مردم حکومتی میخواهند که آزادی عدالت وآسایش را برایشان تامین کند. حکومتی که خودشان درهمه ارکانهای آن دخالت داشته باشند .

رفتارهای اجتماعی مردم ایران در یکی دو دهه اخیر از یک چاره اندیشی عمومی وکم هزینه حکایت می کند . مردم هرپدیده ای را زیر وبم می کنند. با هوشیاری جمعی انتخاب می کنند و به چالش می کشند و دنبال بهترین  انتخاب ها و فرصت ها ی ممکن هستند . تحولات یک دهه اخیر تمایل عمومی به تغییر را بخوبی نشان میدهد تمایل به گریز از وضع موجود یک پدیده سیاسی است. رفتاری متفاوت تراز دیگر رفتارهای اجتماعی است. اما روزنه امیدی برای رهایی در افکار عمومی وجود ندارد به همین دلیل مردم محافظه کارانه وارد هر پروسه ای می شوند و تمرین و پیش فنگ پس فنگ می کنند،  نیرویی درزمین جامعه درگیر وضعیت سیاسی موجود است ولی گیر است و همیشه با نگرانی و ترس از آینده ای مبهم  تکانی می خورد و به جای خویش برمیگردد نبودن یک جریان یا حزبی که بتواند این نیرورا به مقصد برساند درفضای سیاسی جامعه احساس می شود .

یک پدیده اجتماعی علنی و حی وحاضر در سالهای اخیر درمتن اعتراضات اجتماعی و سیاسی خودش را به جلو کشیده است اما پراکنده  است هنوزقدرت خودش را باور نمی کند هنوز همه گیر نشده است مردم روی این پدیده اجتماعی فوکوس کرده اند ، همراهی می کنند نمونه های بارزش اعتراضات علنی کارگران و رهبران علنی کارگری است، تجمعات متینگها و مبارزات اعتراضی جنبش زنان است، حضور رهبران و شخصیتهای آزادیخواه وبرابری طلب در صحن مبارزات اجتماعی زنان است . در مقیاسی علنی وسراسری این مبارزات قابل لمس است ، جنبش دفاع از حقوق کودکان است ، جنبش علیه اعدام درجامعه است ، جنبش دانشجویان است . هرکدام از این تحرکات دارای رهبری ،نهاد وشخصیتهای علنی و جامعه پذیر هستند اما کفایت نمی کند هنوزاین تحرکات نتوانسته است بخش میلیونی جامعه را با خود همراه کنند . این جنبش چه به لحاظ حضور علنی واجتماعی و چه به لحاظ دخالت در مسایل سیاسی واساسی فراروی جامعه حرفهای برای گفتن وکارهای برای انجام دادن در دستور کار داشته است شفاف تر بوده است وکارهایش فضای سیاسی اجتماعی جامعه را  امیدوار تر کرده است .این جنبش علنی کمونیزم اجتماعی است، جنبش رهایی جامعه است ، جنبش انسان دوستی وعدالت خواهی است ، مدافع حقوق بشر است ، پرچم دار آزادیهای سیاسی و مدنی است و درمتن جامعه درجنب و جوش است. درزمین جامعه مادیت دارد.مجموعه این رفتارها و وقایع اجتماعی ضرورت دخالت یک جریان موثر و منسجم سیاسی را ایجاب می کند . برای درک این واقعیت که مردم چه می خواهند کالبد شکافی فردی واجتماعی لازم نیست ،رفتارهای عمومی ، نارضایتی از شرایط زندگی ورفتارهای سیاسی مردم بیان کننده این واقعیت است که مردم دوست دارند با کمترین هزینه جمهوری اسلامی گورش راگم کند، میل به سرنگونی جمهوری اسلامی میلیونی است از دانش آموز گرفته تا کارگر و کارمند ، زن ومرد ازعملکردجمهوری اسلامی نفرت دارند این رژیم را بانی همه بدبختیها وکم وکاستی های زندگی خویش می بینند .

جامعه ایران آبستن تحولاتی عظیم است مردم دنبال قابله و فرصت مناسب هستند. این قابله می تواند یک حزب سیاسی باشد یک رهبری سیاسی باشد ظرفی که مردم را متحد کند و نیرویی که  مردم را یاری دهد،برای خلاصی و فارغ شدن از این وضعیت و رسیدن به یک وضعیت مطلوبتر ازوضع موجود،مردم ناچاراند که انتخاب سیاسی خود را بکنند حزبی که بتواند نقطه اطمینان عموم مردم ایران باشد شرایط ومصالحش در جامعه فراهم است.

مردم نمی خواهند دریک بازی سیاسی شرکت کنند ولی دستاوردش چیزی غیر اززندگی بهتر برای خودشان باشد. مردم علاقه ای ندارند که سیاهی لشکرجریانات فرصت طلب شوند بازیچه سیاسی جریانات ارتجاعی شوند مردم به منفعت عمومی خویش می اندیشند به نجات خود می اندیشند، مردم به روشنی میدانند که برای کسب قدرت سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش سیاسی لازم است . حزبی که بتواند مردم را برای کسب قدرت سیاسی سازماندهی وهدایت کند، حزبی که بتواند مردم را درامرسرنگونی جمهوری اسلامی یاری دهد ، حزبی که بتواندمبارزات مردم را به سرانجام برساند،برنامه ای شفاف  برای زندگی مردم داشته باشد، مردم را در سرنوشت خویش دخالت دهد، چنین حزبی می تواند جای انتخاب سیاسی مردم باشد .

حزب کمونیست کارگری حکمتیست به خاطر برخورداری از نفوذ اجتماعی ، قابلیت سیاسی و داشتن اعضا وکادرهای کارامد وتوانا، رهبری سیاسی و برنامه عمل انقلابیش ، جهت گیریهای سیاسی اجتماعی روشن ودخالت در امر مبارزه مردم آزادیخواه وبرابری طلب ایران می رود به حزب اعتماد مردم درسرنوشت سیاسی خویش تبدیل شود، این رویکرد سیاسی وعملی را باید باتمام ظرفیتها وتوانایی ها  باید تقویت کنیم .

ساسان سعید (آزاد زمانی)

آبانماه 1385


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

با اشتیاق آمدن شما ما آمده ایم
آرزوی داشتن جامعه ای آزاد وبرابر،آرزوی داشتن یک دنیای انسانی،درتوان انسان،قابل تحقق ودست یافتنی است. ما برآنیم تا تمام توانمان را در راه نیل به آرزوهای انسانی بکار گیریم.مادر جبهه ی بشریت متمدن ،دربرابراندیشه های ضد بشری در برابرجبهه ستم واستثمار،خشونت وارتجاع قرار داریم.مابخشی ازیک جنبش عظیم اجتماعی آزادیخواه وبرابری طلب هستیم که پرچم انسانیت را بر دوش گرفته ایم واندیشه خوشبختی بشررادرسرداریم.خواست ومطالبات انسان معترض را فریاد می کنیم .ماهمه ی انسانهای معترض ،آزادیخواه و برابری طلب را به پیوستن به این صف فرا میخوانیم .ما اعتقاد داریم با اتکا به این جنبش عظیم اجتماعی ،آزادی و عظمت انسانی خویش را به دست می آوریم . ما مدافع سرسخت جامعه آزاد هستیم . ما منادیان فرهنگ مترقی شادی ونشاط ، بهتر زندگی کردن ، بهتر اندیشیدن ، آسایش ورفاه هستیم . ماسرآغاز یک تاریخ زنده ومدرن ، تاریخ انسان پیروزمند بر ویرانه های تاریخ وارونه وپر مشقت ما قبل خویش هستیم.تاریخ ما تاریخ بردگان وبرده داران نیست . تاریخ ماتاریخ ارباب ورعیت نیست . تاریخ ما تاریخ نبرد پیرو زمند انسان علیه بردگی در اشکال مختلف است. تاریخ شکست استثمارگران از بردگان مزدی است که فریاد رهایی بشر را با خود آورده ایم. مابراین اعتقادیم که حاصل کار بشریت تکنولوژی ، امکانات ووسایل یک زندگی انسانی بدور از رنج ومشقت را برای ما ونسلهای آینده فراهم کرده است. دیگر ستمگری انسان بر انسان معنایی ندارد. تبعیض ونابرابری برای بشریت متمدن غیر قابل قبول است . باید اندیشه انسان برای انسان تحقق یابد اندیشه های برتر انسانی اندیشه های پست بشریت غیر متمدن را عقب میراند . راه رهایی بشریت غیر متمدن از شر مناسبات ظالمانه که خود گیرودار آن است باز گشتن به خویشتن وانسانیت خویش است. بشریت غیر متمدن ناچار به تبعیت از بشریت متمدن است . ای انسان برای رهایی از قید وبند مناسبات نابرابر وضع موجود به خیل ما بپیوندیید!آینده از آن ماست.
.........................................
.........................................
فرامیخوانیم انسان معترض را ...
بیایید ای همنوعان بیایید درد مشترک را فریاد کنیم. بیایید به خیل معترض ما بپیوندید . ما بیرق آزادی انسان را در دست داریم و گامهایمان بسوی عدالت و برابری است.ما انسانی ترین راهکارها را برای رفع ستم و تبعیض در پیشاروی خود قرارداده ایم. بگذار ستمگران از اتحاد ما برخود بلرزند. ظلم می میرد ما میمانیم.
هر کس اندیشه گذر از مرز بی عبور را در سر دارد.
هر کس سخنی برای گفتن دارد.
هر کس بفکر پیوستن به کاری مشترک با دیگران است.
هر کس که به یک جامعه آزاد ، زندگی بهتر و خوشبختی نوع بشر می اندیشد با ماست .
آری آری به اتفاق جهان میتوان گرفت.
.........................................
شناسنامه کامل من...
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 5491